جزء ۳۰ قرآن کریم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ ﴿۱﴾
درباره چه چیز از یکدیگر میپرسند؟
عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿۲﴾
از آن خبر بزرگ،
الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿۳﴾
که در باره آن با هم اختلاف دارند.
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿۴﴾
نه چنان است، به زودی خواهند دانست.
ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿۵﴾
باز هم نه چنان است، بزودی خواهند دانست.
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿۶﴾
آیا زمین را گهوارهای نگردانیدیم؟
وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿۷﴾
و کوهها را [چون] میخهایی [نگذاشتیم]؟
وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ﴿۸﴾
و شما را جفت آفریدیم.
وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا ﴿۹﴾
و خواب شما را [مایه] آسایش گردانیدیم.
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا ﴿۱۰﴾
و شب را [برای شما] پوششی قرار دادیم.
وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا ﴿۱۱﴾
و روز را [برای] معاش [شما] نهادیم.
وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا ﴿۱۲﴾
و بر فراز شما هفت [آسمان] استوار بنا کردیم.
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا ﴿۱۳﴾
و چراغی فروزان گذاردیم.
وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا ﴿۱۴﴾
و از ابرهای متراکم، آبی ریزان فرود آوردیم،
لِّنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا ﴿۱۵﴾
تا بدان دانه و گیاه برویانیم،
وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا ﴿۱۶﴾
و باغهای در هم پیچیده و انبوه.
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا ﴿۱۷﴾
قطعاً وعدگاه [ما با شما] روز داوری است:
يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا ﴿۱۸﴾
روزی که در «صور» دمیده شود، و گروه گروه بیایید؛
وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا ﴿۱۹﴾
و آسمان، گشوده و درهایی [پدید] شود؛
وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا ﴿۲۰﴾
و کوهها را روان کنند، و [چون] سرابی گردند.
إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا ﴿۲۱﴾
[آری،] جهنم [از دیر باز] کمینگاهی بوده،
لِّلطَّاغِينَ مَآبًا ﴿۲۲﴾
[که] برای سرکشان، بازگشتگاهی است.
لَّابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا ﴿۲۳﴾
روزگاری دراز در آن درنگ کنند.
لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا ﴿۲۴﴾
در آنجا نه خنکی چشند و نه شربتی،
إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا ﴿۲۵﴾
جز آب جوشان و چرکابهای.
جَزَاءً وِفَاقًا ﴿۲۶﴾
کیفری مناسب [با جرم آنها].
إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا ﴿۲۷﴾
آنان بودند که به [روز] حساب امید نداشتند؛
وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا ﴿۲۸﴾
و آیات ما را سخت تکذیب میکردند.
وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا ﴿۲۹﴾
و حال آنکه هر چیزی را برشمرده [به صورت] کتابی در آوردهایم.
فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا ﴿۳۰﴾
پس بچشید که جز عذاب، هرگز [چیزی] بر شما نمیافزاییم.
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ﴿۳۱﴾
مسلماً پرهیزگاران را رستگاری است:
حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ﴿۳۲﴾
باغچهها و تاکستانها،
وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿۳۳﴾
و دخترانی همسال با سینههای برجسته،
وَكَأْسًا دِهَاقًا ﴿۳۴﴾
و پیالههای لبالب.
لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿۳۵﴾
در آنجا نه بیهودهای شنوند، و نه [یکدیگر را] تکذیب [کنند].
جَزَاءً مِّن رَّبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿۳۶﴾
[این است] پاداشی از پروردگار تو، عطایی از روی حساب.
رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَـٰنِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿۳۷﴾
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، بخشایشگری که کس را یارای خطاب با او نیست.
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿۳۸﴾
روزی که «روح» و فرشتگان به صف میایستند، و [مردم] سخن نگویند، مگر کسی که [خدای] رحمان به او رخصت دهد، و سخن راست گوید.
ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ ۖ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ مَآبًا ﴿۳۹﴾
آن [روز]، روز حق است؛ پس هر که خواهد، راه بازگشتی به سوی پروردگار خود بجوید.
إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا ﴿۴۰﴾
ما شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم: روزی که آدمی آنچه را با دست خویش پیش فرستاده است بنگرد؛ و کافر گوید: «کاش من خاک بودم.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا ﴿۱﴾
سوگند به فرشتگانی که [از کافران] به سختی جان ستانند،
وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا ﴿۲﴾
و به فرشتگانی که جان [مؤمنان] را به آرامی گیرند،
وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا ﴿۳﴾
و به فرشتگانی که [در دریای بیمانند] شناکنان شناورند،
فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا ﴿۴﴾
پس در پیشی گرفتن [در فرمان خدا] سبقتگیرندهاند،
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا ﴿۵﴾
و کار [بندگان] را تدبیر میکنند.
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ﴿۶﴾
آن روز که لرزنده بلرزد،
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ ﴿۷﴾
و از پی آن لرزهای [دگر] افتد،
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ ﴿۸﴾
در آن روز، دلهایی سخت هراسانند.
أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ ﴿۹﴾
دیدگان آنها فرو افتاده.
يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ ﴿۱۰﴾
گویند: «آیا [باز] ما به [مغاک] زمین برمیگردیم؟
أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً ﴿۱۱﴾
آیا وقتی ما استخوانریزههای پوسیده شدیم [زندگی را از سر میگیریم]؟»
قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ ﴿۱۲﴾
[و با خود] گویند: «در این صورت، این برگشتی زیانآور است.»
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ ﴿۱۳﴾
و[لی] در حقیقت، آن [بازگشت، بسته به] یک فریاد است [و بس].
فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ ﴿۱۴﴾
و بناگاه آنان در زمین هموار خواهند بود.
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ ﴿۱۵﴾
آیا سرگذشت موسی بر تو آمد؟
إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿۱۶﴾
آنگاه که پروردگارش او را در وادی مقدس «طوی» ندا درداد:
اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ ﴿۱۷﴾
«به سوی فرعون برو که وی سر برداشته است؛
فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰ أَن تَزَكَّىٰ ﴿۱۸﴾
و بگو: آیا سر آن داری که به پاکیزگی گرایی،
وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ ﴿۱۹﴾
و تو را به سوی پروردگارت راه نمایم تا پروا بداری؟»
فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَىٰ ﴿۲۰﴾
پس معجزه بزرگ [خود] را بدو نمود.
فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ ﴿۲۱﴾
و[لی فرعون] تکذیب نمود و عصیان کرد.
ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ ﴿۲۲﴾
سپس پشت کرد [و] به کوشش برخاست،
فَحَشَرَ فَنَادَىٰ ﴿۲۳﴾
و گروهی را فراهم آورد [و] ندا درداد،
فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ ﴿۲۴﴾
و گفت: «پروردگار بزرگتر شما منم!»
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ ﴿۲۵﴾
و خدا [هم] او را به کیفر دنیا و آخرت گرفتار کرد.
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَىٰ ﴿۲۶﴾
در حقیقت، برای هر کس که [از خدا] بترسد، در این [ماجرا] عبرتی است.
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا ﴿۲۷﴾
آیا آفرینش شما دشوارتر است یا آسمانی که [او] آن را برپا کرده است؟
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا ﴿۲۸﴾
سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معین] درست کرد،
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ﴿۲۹﴾
و شبش را تیره و روزش را آشکار گردانید،
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا ﴿۳۰﴾
و پس از آن، زمین را با غلتانیدن گسترد،
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا ﴿۳۱﴾
آبش و چراگاهش را از آن بیرون آورد،
وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا ﴿۳۲﴾
و کوهها را لنگر آن گردانید،
مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿۳۳﴾
[تا وسیله] استفاده برای شما و دامهایتان باشد.
فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ ﴿۳۴﴾
پس آنگاه که آن هنگامه بزرگ دررسد،
يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَىٰ ﴿۳۵﴾
[آن] روز است که انسان آنچه را که در پی آن کوشیده است به یاد آورد
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ ﴿۳۶﴾
و جهنم برای هر که بیند آشکار گردد.
فَأَمَّا مَن طَغَىٰ ﴿۳۷﴾
اما هر که طغیان کرد،
وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿۳۸﴾
و زندگی پست دنیا را برگزید،
فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ ﴿۳۹﴾
پس جایگاه او همان آتش است.
وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿۴۰﴾
و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید، و نفس خود را از هوس باز داشت…
فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ ﴿۴۱﴾
پس جایگاه او همان بهشت است.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا ﴿۴۲﴾
در باره رستاخیز از تو میپرسند که فرارسیدنش چه وقت است؟
فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا ﴿۴۳﴾
تو را چه به گفتگو در آن.
إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَاهَا ﴿۴۴﴾
علم آن با پروردگار تو است.
إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا ﴿۴۵﴾
تو فقط کسی را که از آن میترسد هشدار میدهی.
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا ﴿۴۶﴾
روزی که آن را میبینند، گویی که آنان جز شبی یا روزی درنگ نکردهاند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ ﴿۱﴾
چهره در هم کشید و روی گردانید،
أَن جَاءَهُ الْأَعْمَىٰ ﴿۲﴾
که آن مرد نابینا پیش او آمد؛
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّىٰ ﴿۳﴾
و تو چه دانی، شاید او به پاکی گراید،
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَىٰ ﴿۴﴾
یا پند پذیرد و اندرز سودش دهد.
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَىٰ ﴿۵﴾
اما آن کس که خود را بینیاز میپندارد،
فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّىٰ ﴿۶﴾
تو بدو میپردازی؛
وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ ﴿۷﴾
با آنکه اگر پاک نگردد، بر تو [مسؤولیتی] نیست.
وَأَمَّا مَن جَاءَكَ يَسْعَىٰ ﴿۸﴾
و اما آن کس که شتابان پیش تو آمد،
وَهُوَ يَخْشَىٰ ﴿۹﴾
در حالی که [از خدا] میترسید،
فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ ﴿۱۰﴾
تو از او به دیگران میپردازی.
كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ ﴿۱۱﴾
زنهار [چنین مکن] این [آیات] پندی است.
فَمَن شَاءَ ذَكَرَهُ ﴿۱۲﴾
تا هر که خواهد، از آن پند گیرد.
فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ ﴿۱۳﴾
در صحیفههایی ارجمند،
مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ ﴿۱۴﴾
والا و پاکشده،
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ﴿۱۵﴾
به دست فرشتگانی،
كِرَامٍ بَرَرَةٍ ﴿۱۶﴾
ارجمند و نیکوکار.
قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ ﴿۱۷﴾
کشته باد انسان، چه ناسپاس است
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ﴿۱۸﴾
او را از چه چیز آفریده است؟
مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ﴿۱۹﴾
از نطفهای خلقش کرد و اندازه مقررش بخشید.
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ﴿۲۰﴾
سپس راه را بر او آسان گردانید.
ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ﴿۲۱﴾
آنگاه به مرگش رسانید و در قبرش نهاد.
ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنشَرَهُ ﴿۲۲﴾
سپس چون بخواهد او را برانگیزد.
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ ﴿۲۳﴾
ولی نه! هنوز آنچه را به او دستور داده، به جای نیاورده است.
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ ﴿۲۴﴾
پس انسان باید به خوراک خود بنگرد،
أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا ﴿۲۵﴾
که ما آب را به صورت بارشی فرو ریختیم؛
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ﴿۲۶﴾
آنگاه زمین را با شکافتنی [لازم] شکافتیم؛
فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا ﴿۲۷﴾
پس در آن، دانه رویانیدیم.
وَعِنَبًا وَقَضْبًا ﴿۲۸﴾
و انگور و سبزی،
وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا ﴿۲۹﴾
و زیتون و درخت خرما،
وَحَدَائِقَ غُلْبًا ﴿۳۰﴾
و باغهای انبوه،
وَفَاكِهَةً وَأَبًّا ﴿۳۱﴾
و میوه و چراگاه،
مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿۳۲﴾
[تا وسیله] استفاده شما و دامهایتان باشد.
فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ ﴿۳۳﴾
پس چون فریاد گوشخراش دررسد؛
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ﴿۳۴﴾
روزی که آدمی از برادرش،
وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ ﴿۳۵﴾
و از مادرش و پدرش.
وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ ﴿۳۶﴾
و از همسرش و پسرانش میگریزد،
لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ ﴿۳۷﴾
در آن روز، هر کسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول میدارد.
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ ﴿۳۸﴾
در آن روز، چهرههایی درخشانند،
ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ ﴿۳۹﴾
خندان [و] شادانند.
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ ﴿۴۰﴾
و در آن روز، چهرههایی است که بر آنها غبار نشسته،
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ ﴿۴۱﴾
[و] آنها را تاریکی پوشانده است؛
أُولَـٰئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ ﴿۴۲﴾
آنان همان کافران بدکارند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ﴿۱﴾
آنگاه که خورشید به هم درپیچد،
وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ ﴿۲﴾
و آنگه که ستارگان همیتیره شوند،
وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ ﴿۳﴾
و آنگاه که کوهها به رفتار آیند.
وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ ﴿۴﴾
وقتی شتران ماده وانهاده شوند،
وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ﴿۵﴾
و آنگه که وحوش را همیگرد آرند،
وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ ﴿۶﴾
دریاها آنگه که جوشان گردند،
وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ﴿۷﴾
و آنگاه که جانها به هم درپیوندند،
وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ ﴿۸﴾
پرسند چو زان دخترک زنده بهگور:
بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ ﴿۹﴾
به کدامین گناه کشته شده است؟
وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ﴿۱۰﴾
و آنگاه که نامهها زهم بگشایند،
وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ ﴿۱۱﴾
و آنگاه که آسمان زجا کنده شود،
وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ ﴿۱۲﴾
و آنگه که جحیم را برافروزانند،
وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ ﴿۱۳﴾
و آنگه که بهشت را فرا پیش آرند،
عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ ﴿۱۴﴾
هر نَفْس بداند چه فراهم دیده.
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ ﴿۱۵﴾
نه، نه! سوگند به اختران گردان،
الْجَوَارِ الْكُنَّسِ ﴿۱۶﴾
[کز دیده] نهان شوند و از نو آیند،
وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ ﴿۱۷﴾
سوگند به شب چون پشت گرداند،
وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ ﴿۱۸﴾
سوگند به صبح چون دمیدن گیرد،
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ﴿۱۹﴾
که [قرآن] سخن فرشته بزرگواری است.
ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ ﴿۲۰﴾
نیرومند [که] پیش خداوند عرش، بلندپایگاه است.
مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ ﴿۲۱﴾
در آنجا [هم] مطاع [و هم] امین است.
وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ ﴿۲۲﴾
و رفیق شما مجنون نیست؛
وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ ﴿۲۳﴾
و قطعاً آن [فرشته وحی] را در افق رخشان دیده.
وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ ﴿۲۴﴾
و او در امر غیب بخیل نیست.
وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ ﴿۲۵﴾
و [قرآن] نیست سخن دیو رجیم.
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ﴿۲۶﴾
پس به کجا میروید؟
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿۲۷﴾
این [سخن] بجز پندی برای عالمیان نیست؛
لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ﴿۲۸﴾
برای هر یک از شما که خواهد به راه راست رود.
وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۲۹﴾
و تا خدا، پروردگار جهانها، نخواهد، [شما نیز] نخواهید خواست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا السَّمَاءُ انفَطَرَتْ ﴿۱﴾
آنگاه که آسمان زهم بشکافد،
وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ ﴿۲﴾
و آنگاه که اختران پراکنده شوند،
وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ ﴿۳﴾
و آنگاه که دریاها از جا برکنده گردند،
وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ﴿۴﴾
و آنگاه که گورها زیر و زبر شوند،
عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ ﴿۵﴾
هر نفسی آنچه را پیش فرستاده و بازپس گذاشته، بداند.
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ﴿۶﴾
ای انسان، چه چیز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته؟
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿۷﴾
همان کس که تو را آفرید، و [اندام] تو را درست کرد، و [آنگاه] تو را سامان بخشید.
فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاءَ رَكَّبَكَ ﴿۸﴾
و به هر صورتی که خواست، تو را ترکیب کرد.
كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ ﴿۹﴾
با این همه، شما منکر [روز] جزایید.
وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ ﴿۱۰﴾
و قطعاً بر شما نگهبانانی [گماشته شده]اند:
كِرَامًا كَاتِبِينَ ﴿۱۱﴾
[فرشتگان] بزرگواری که نویسندگان [اعمال شما] هستند؛
يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ﴿۱۲﴾
آنچه را میکنید، میدانند.
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ ﴿۱۳﴾
قطعاً نیکان به بهشت اندرند.
وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ ﴿۱۴﴾
و بیشک، بدکاران در دوزخند.
يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ ﴿۱۵﴾
روز جزا در آنجا درآیند،
وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ ﴿۱۶﴾
و از آن [عذاب] دور نخواهند بود.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿۱۷﴾
و تو چه دانی که چیست روز جزا؟
ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿۱۸﴾
باز چه دانی که چیست روز جزا؟
يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا ۖ وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ ﴿۱۹﴾
روزی که کسی برای کسی هیچ اختیاری ندارد؛ و در آن روز، فرمان از آنِ خداست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ ﴿۱﴾
وای بر کمفروشان،
الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ﴿۲﴾
که چون از مردم پیمانه ستانند، تمام ستانند؛
وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ﴿۳﴾
و چون برای آنان پیمانه یا وزن کنند، به ایشان کم دهند.
أَلَا يَظُنُّ أُولَـٰئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ ﴿۴﴾
مگر آنان گمان نمیدارند که برانگیخته خواهند شد؟
لِيَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۵﴾
[در] روزی بزرگ:
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۶﴾
روزی که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پای ایستند.
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ﴿۷﴾
نه چنین است [که میپندارند]، که کارنامه بدکاران در «سجّین» است.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ ﴿۸﴾
و تو چه دانی که «سجّین» چیست؟
كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿۹﴾
کتابی است نوشتهشده.
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿۱۰﴾
وای بر تکذیبکنندگان در آن هنگام:
الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿۱۱﴾
آنان که روز جزا را دروغ میپندارند.
وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿۱۲﴾
و جز هر تجاوزپیشه گناهکاری آن را به دروغ نمیگیرد.
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۳﴾
[همان که] چون آیات ما بر او خوانده شود، گوید: «[اینها] افسانههای پیشینیان است.»
كَلَّا ۖ بَلْ ۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۱۴﴾
نه چنین است، بلکه آنچه مرتکب میشدند زنگار بر دلهایشان بسته است.
كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ ﴿۱۵﴾
زهی پندار، که آنان در آن روز، از پروردگارشان سخت محجوبند.
ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ ﴿۱۶﴾
آنگاه به یقین، آنان به جهنم درآیند.
ثُمَّ يُقَالُ هَـٰذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿۱۷﴾
سپس [به ایشان] گفته خواهد شد: «این همان است که آن را به دروغ میگرفتید.»
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ ﴿۱۸﴾
نه چنین است، در حقیقت، کتاب نیکان در «علّیّون» است.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ ﴿۱۹﴾
و تو چه دانی که «علّیّون» چیست؟
كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿۲۰﴾
کتابی است نوشتهشده.
يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۲۱﴾
مقرّبان آن را مشاهده خواهند کرد.
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ ﴿۲۲﴾
براستی نیکوکاران در نعیم [الهی] خواهند بود.
عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ ﴿۲۳﴾
بر تختها [نشسته] مینگرند.
تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ﴿۲۴﴾
از چهرههایشان طراوت نعمت [بهشت] را درمییابی.
يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ ﴿۲۵﴾
از بادهای مُهر شده نوشانیده شوند.
خِتَامُهُ مِسْكٌ ۚ وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ ﴿۲۶﴾
[بادهای که] مُهر آن، مُشک است، و در این [نعمتها] مشتاقان باید بر یکدیگر پیشی گیرند.
وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ ﴿۲۷﴾
و ترکیبش از [چشمه] «تسنیم» است:
عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ﴿۲۸﴾
چشمهای که مقرّبان [خدا] از آن نوشند.
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ﴿۲۹﴾
[آری، در دنیا] کسانی که گناه میکردند، آنان را که ایمان آورده بودند به ریشخند میگرفتند.
وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ ﴿۳۰﴾
و چون بر ایشان میگذشتند، اشاره چشم و ابرو با هم رد و بدل میکردند.
وَإِذَا انقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمُ انقَلَبُوا فَكِهِينَ ﴿۳۱﴾
و هنگامی که نزد خانواده[های] خود بازمیگشتند، به شوخطبعی میپرداختند.
وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَـٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَ ﴿۳۲﴾
و چون مؤمنان را میدیدند، میگفتند: «اینها [جماعتی] گمراهند.»
وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ ﴿۳۳﴾
و حال آنکه آنان برای بازرسی [کار]شان فرستاده نشده بودند.
فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ﴿۳۴﴾
و[لی] امروز، مؤمنانند که بر کافران خنده میزنند.
عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ ﴿۳۵﴾
بر تختها[ی خود نشسته]، نظاره میکنند.
هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿۳۶﴾
[تا ببینند] آیا کافران به پاداش آنچه میکردند رسیدهاند؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا السَّمَاءُ انشَقَّتْ ﴿۱﴾
آنگاه که آسمان زهم بشکافد،
وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ ﴿۲﴾
و پروردگارش را فرمان برد و [چنین] سزد.
وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ ﴿۳﴾
و آنگاه که زمین کشیده شود،
وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ ﴿۴﴾
و آنچه را که در آن است بیرون افکند و تهی شود،
وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ ﴿۵﴾
و پروردگارش را فرمان برد و [چنین] سزد.
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ ﴿۶﴾
ای انسان، حقاً که تو به سوی پروردگار خود بسختی در تلاشی، و او را ملاقات خواهی کرد.
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ ﴿۷﴾
اما کسی که کارنامهاش به دست راستش داده شود،
فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا ﴿۸﴾
بزودیاش حسابی بس آسان کنند،
وَيَنقَلِبُ إِلَىٰ أَهْلِهِ مَسْرُورًا ﴿۹﴾
و شادمان به سوی کسانش باز گردد.
وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ ﴿۱۰﴾
و اما کسی که کارنامهاش از پشت سرش به او داده شود،
فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا ﴿۱۱﴾
زودا که هلاک [خویش] خواهد،
وَيَصْلَىٰ سَعِيرًا ﴿۱۲﴾
و در آتش افروخته درآید.
إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا ﴿۱۳﴾
او در [میان] خانواده خود شادمان بود.
إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ ﴿۱۴﴾
او میپنداشت که هرگز برنخواهد گشت.
بَلَىٰ إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا ﴿۱۵﴾
آری، در حقیقت، پروردگارش به او بینا بود.
فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ ﴿۱۶﴾
نه، نه، سوگند به شفق،
وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ ﴿۱۷﴾
سوگند به شب و آنچه [شب] فروپوشاند،
وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ ﴿۱۸﴾
سوگند به ماه چون [بَدر] تمام شود،
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ ﴿۱۹﴾
که قطعاً از حالی به حالی برخواهید نشست.
فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۲۰﴾
پس چرا آنان باور نمیدارند؟
وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ ۩ ﴿۲۱﴾
و چون بر آنان قرآن تلاوت میشود چهره بر خاک نمیسایند؟
بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ ﴿۲۲﴾
[نه!] بلکه آنان که کفر ورزیدهاند، تکذیب میکنند.
وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ ﴿۲۳﴾
و خدا به آنچه در سینه دارند داناتر است.
فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۲۴﴾
پس آنان را از عذابی دردناک خبر ده،
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿۲۵﴾
مگر کسانی که گرویده و کارهای شایسته کردهاند، که آنان را پاداشی بیمنّت خواهد بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ﴿۱﴾
سوگند به آسمان آکنده ز برج،
وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ ﴿۲﴾
و به روز موعود،
وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ ﴿۳﴾
و به گواه و مورد گواهی،
قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ﴿۴﴾
مرگ بر آدمسوزان خندق.
النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ ﴿۵﴾
همان آتش مایهدار [و انبوه].
إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ ﴿۶﴾
آنگاه که آنان بالای آن [خندق به تماشا] نشسته بودند.
وَهُمْ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ ﴿۷﴾
و خود بر آنچه بر [سر] مؤمنان میآوردند، گواه بودند.
وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿۸﴾
و بر آنان عیبی نگرفته بودند جز اینکه به خدای ارجمند ستوده ایمان آورده بودند.
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿۹﴾
همان [خدایی] که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست و خدا[ست که] بر هر چیزی گواه است.
إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ ﴿۱۰﴾
کسانی که مردان و زنان مؤمن را آزار کرده و بعد توبه نکردهاند، ایشان راست عذاب جهنم، و ایشان راست عذاب سوزان.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ ﴿۱۱﴾
کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، برای آنان باغهایی است که از زیر [درختان] آن جویها روان است؛ این است [همان] رستگاری بزرگ.
إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ ﴿۱۲﴾
آری، عقاب پروردگارت سخت سنگین است.
إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ ﴿۱۳﴾
هم اوست که [آفرینش را] آغاز میکند و بازمیگرداند.
وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ﴿۱۴﴾
و اوست آن آمرزنده دوستدار [مؤمنان].
ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ ﴿۱۵﴾
صاحب ارجمند عرش.
فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ﴿۱۶﴾
هر چه را بخواهد انجام میدهد.
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ ﴿۱۷﴾
آیا حدیث [آن] سپاهیان:
فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ ﴿۱۸﴾
فرعون و ثمود بر تو آمد؟
بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ ﴿۱۹﴾
[نه،] بلکه آنان که کافر شدهاند در تکذیباند؛
وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ ﴿۲۰﴾
با آنکه خدا از هر سو بر ایشان محیط است.
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ ﴿۲۱﴾
آری، آن قرآنی ارجمند است،
فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿۲۲﴾
که در لوحی محفوظ است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ ﴿۱﴾
سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ﴿۲﴾
و تو چه دانی که اختر شبگرد چیست؟
النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿۳﴾
آن اختر فروزان.
إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ ﴿۴﴾
هیچ کس نیست مگر اینکه نگاهبانی بر او [گماشته شده] است.
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿۵﴾
پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟
خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ ﴿۶﴾
از آب جهندهای خلق شده،
يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ﴿۷﴾
[که] از صلب مرد و میان استخوانهای سینه زن بیرون میآید.
إِنَّهُ عَلَىٰ رَجْعِهِ لَقَادِرٌ ﴿۸﴾
در حقیقت، او [= خدا] بر بازگردانیدن وی بخوبی تواناست.
يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ ﴿۹﴾
آن روز که رازها [همه] فاش شود،
فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ ﴿۱۰﴾
پس او را نه نیرویی ماند و نه یاری.
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ ﴿۱۱﴾
سوگند به آسمان بارشانگیز،
وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ ﴿۱۲﴾
سوگند به زمین شکافدار [آماده کشت]،
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ﴿۱۳﴾
[که] در حقیقت، قرآن گفتاری قاطع و روشنگر است؛
وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ ﴿۱۴﴾
و آن شوخی نیست.
إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا ﴿۱۵﴾
آنان دست به نیرنگ میزنند.
وَأَكِيدُ كَيْدًا ﴿۱۶﴾
و [من نیز] دست به نیرنگ میزنم.
فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا ﴿۱۷﴾
پس کافران را مهلت ده، و کمی آنان را به حال خود واگذار.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ﴿۱﴾
نام پروردگار والای خود را به پاکی بستای:
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ ﴿۲﴾
همان که آفرید و هماهنگی بخشید.
وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ ﴿۳﴾
و آنکه اندازهگیری کرد و راه نمود.
وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَىٰ ﴿۴﴾
و آنکه چمنزار را برآورد؛
فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَىٰ ﴿۵﴾
و پس [از چندی] آن را خاشاکی تیرهگون گردانید.
سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰ ﴿۶﴾
ما بزودی [آیات خود را به وسیله سروش غیبی] بر تو خواهیم خواند، تا فراموش نکنی؛
إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَىٰ ﴿۷﴾
جز آنچه خدا خواهد، که او آشکار و آنچه را که نهان است میداند.
وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَىٰ ﴿۸﴾
و برای تو آسانترین [راه] را فراهم میگردانیم.
فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ ﴿۹﴾
پس پند ده، اگر پند سود بخشد.
سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَىٰ ﴿۱۰﴾
آن کس که ترسد، بزودی عبرت گیرد.
وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ﴿۱۱﴾
و نگونبخت، خود را از آن دور میدارد؛
الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ ﴿۱۲﴾
همان کس که در آتشی بزرگ در آید؛
ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ﴿۱۳﴾
آنگاه نه در آن میمیرد و نه زندگانی مییابد.
قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّىٰ ﴿۱۴﴾
رستگار آن کس که خود را پاک گردانید؛
وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ ﴿۱۵﴾
و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد.
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿۱۶﴾
لیکن [شما] زندگی دنیا را بر میگزینید؛
وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ﴿۱۷﴾
با آنکه [جهان] آخرت نیکوتر و پایدارتر است.
إِنَّ هَـٰذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ ﴿۱۸﴾
قطعاً در صحیفههای گذشته این [معنی] هست،
صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ ﴿۱۹﴾
صحیفههای ابراهیم و موسی.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ ﴿۱﴾
آیا خبر «غاشیه» به تو رسیده است؟
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ ﴿۲﴾
در آن روز، چهرههایی زبونند،
عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ ﴿۳﴾
که تلاش کرده، رنج [بیهوده] بردهاند.
تَصْلَىٰ نَارًا حَامِيَةً ﴿۴﴾
[ناچار] در آتشی سوزان درآیند.
تُسْقَىٰ مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ ﴿۵﴾
از چشمهای داغ نوشانیده شوند.
لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ ﴿۶﴾
خوراکی جز خار خشک ندارند،
لَّا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ ﴿۷﴾
[که] نه فربه کند، و نه گرسنگی را باز دارد.
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ ﴿۸﴾
در آن روز، چهرههایی شادابند.
لِّسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ ﴿۹﴾
از کوشش خود خشنودند.
فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ ﴿۱۰﴾
در بهشت بریناند.
لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً ﴿۱۱﴾
سخن بیهودهای در آنجا نشنوند.
فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ ﴿۱۲﴾
در آن، چشمهای روان باشد.
فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ ﴿۱۳﴾
تختهایی بلند در آنجاست.
وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ ﴿۱۴﴾
و قدحهایی نهاده شده.
وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ ﴿۱۵﴾
و بالشهایی پهلوی هم [چیده].
وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ﴿۱۶﴾
و فرشهایی [زربفت] گسترده.
أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ﴿۱۷﴾
آیا به شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده؟
وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ ﴿۱۸﴾
و به آسمان که چگونه برافراشته شده؟
وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿۱۹﴾
و به کوهها که چگونه برپا داشته شده؟
وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ ﴿۲۰﴾
و به زمین که چگونه گسترده شده است؟
فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ ﴿۲۱﴾
پس تذکر ده که تو تنها تذکردهندهای.
لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ ﴿۲۲﴾
بر آنان تسلّطی نداری،
إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ ﴿۲۳﴾
مگر کسی که روی بگرداند و کفر ورزد،
فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ ﴿۲۴﴾
که خدا او را به آن عذاب بزرگتر عذاب کند.
إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ ﴿۲۵﴾
در حقیقت، بازگشت آنان به سوی ماست،
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُم ﴿۲۶﴾
آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾
سوگند به سپیدهدم،
وَلَيَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾
و به شبهای دهگانه،
وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿۳﴾
و به جفت و تاق،
وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ ﴿۴﴾
و به شب، وقتی سپری شود.
هَلْ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ ﴿۵﴾
آیا در این، برای خردمند [نیاز به] سوگندی [دیگر] است؟
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿۶﴾
مگر ندانستهای که پروردگارت با عاد چه کرد؟
إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿۷﴾
با عمارات ستوندار ارم،
الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ﴿۸﴾
که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟
وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ ﴿۹﴾
و با ثمود، همانان که در درّه، تختهسنگها را میبریدند؟
وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ ﴿۱۰﴾
و با فرعون، صاحب خرگاهها [و بناهای بلند]؟
الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ ﴿۱۱﴾
همانان که در شهرها سر به طغیان برداشتند،
فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ ﴿۱۲﴾
و در آنها بسیار تبهکاری کردند.
فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ ﴿۱۳﴾
[تا آنکه] پروردگارت بر سر آنان تازیانه عذاب را فرونواخت،
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ ﴿۱۴﴾
زیرا پروردگار تو سخت در کمین است.
فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ ﴿۱۵﴾
اما انسان، هنگامی که پروردگارش وی را میآزماید، و عزیزش میدارد و نعمت فراوان به او میدهد، میگوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است.»
وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ ﴿۱۶﴾
و اما چون وی را میآزماید و روزیاش را بر او تنگ میگرداند، میگوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.»
كَلَّا ۖ بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ ﴿۱۷﴾
ولی نه، بلکه یتیم را نمینوازید؛
وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿۱۸﴾
و بر خوراک[دادن] بینوا همدیگر را بر نمیانگیزید؛
وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا ﴿۱۹﴾
و میراث [ضعیفان] را چپاولگرانه میخورید؛
وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا ﴿۲۰﴾
و مال را دوست دارید، دوست داشتنی بسیار.
كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا ﴿۲۱﴾
نه چنان است، آنگاه که زمین، سخت در هم کوبیده شود،
وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ﴿۲۲﴾
و [فرمان] پروردگارت و فرشته[ها] صفدرصف آیند،
وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ ۚ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّىٰ لَهُ الذِّكْرَىٰ ﴿۲۳﴾
و جهنم را در آن روز [حاضر] آورند، آن روز است که انسان پند گیرد؛ و[لی] کجا او را جای پندگرفتن باشد؟
يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ﴿۲۴﴾
گوید: «کاش برای زندگانی خود [چیزی] پیش فرستاده بودم.»
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ ﴿۲۵﴾
پس در آن روز هیچ کس چون عذابکردن او، عذاب نکند.
وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ ﴿۲۶﴾
و هیچ کس چون دربندکشیدن او، دربند نکشد.
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷﴾
ای نفس مطمئنّه،
ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿۲۸﴾
خشنود و خداپسند به سوی پروردگارت بازگرد،
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿۲۹﴾
و در میان بندگان من درآی،
وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿۳۰﴾
و در بهشت من داخل شو.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ لَا أُقْسِمُ بِهَـٰذَا الْبَلَدِ ﴿۱﴾
سوگند به این شهر،
وَأَنتَ حِلٌّ بِهَـٰذَا الْبَلَدِ ﴿۲﴾
و حال آنکه تو در این شهر جای داری؛
وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ﴿۳﴾
سوگند به پدری [چنان] و آن کسی را که به وجود آورد؛
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ ﴿۴﴾
براستی که انسان را در رنج آفریدهایم.
أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ ﴿۵﴾
آیا پندارد که هیچ کس هرگز بر او دست نتواند یافت؟
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا ﴿۶﴾
گوید: «مال فراوانی تباه کردم.»
أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ ﴿۷﴾
آیا پندارد که هیچ کس او را ندیده است؟
أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ ﴿۸﴾
آیا دو چشمش ندادهایم؟
وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ ﴿۹﴾
و زبانی و دو لب.
وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ﴿۱۰﴾
و هر دو راه [خیر و شر] را بدو نمودیم.
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ﴿۱۱﴾
و[لی] نخواست از گردنه [عاقبتنگری] بالا رود!
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ ﴿۱۲﴾
و تو چه دانی که آن گردنه [سخت] چیست؟
فَكُّ رَقَبَةٍ ﴿۱۳﴾
بندهای را آزادکردن،
أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ﴿۱۴﴾
یا در روز گرسنگی، طعامدادن:
يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ ﴿۱۵﴾
به یتیمی خویشاوند،
أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ ﴿۱۶﴾
یا بینوایی خاکنشین.
ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ ﴿۱۷﴾
علاوه بر این از زمره کسانی باشد که گرویده و یکدیگر را به شکیبایی و مهربانی سفارش کردهاند؛
أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ﴿۱۸﴾
اینانند خجستگان.
وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿۱۹﴾
و کسانی که به انکار نشانههای ما پرداختهاند، آنانند ناخجستگان شوم.
عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ ﴿۲۰﴾
بر آنان آتشی سرپوشیده احاطه دارد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿۱﴾
سوگند به خورشید و تابندگیاش،
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ﴿۲﴾
سوگند به مه چون پی [خورشید] رود.
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ﴿۳﴾
سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند،
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا ﴿۴﴾
سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد،
وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿۵﴾
سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت،
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿۶﴾
سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد،
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿۷﴾
سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد؛
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿۸﴾
سپس پلیدکاری و پرهیزگاریاش را به آن الهام کرد،
قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ﴿۹﴾
که هر کس آن را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد،
وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ﴿۱۰﴾
و هر که آلودهاش ساخت، قطعاً درباخت.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ﴿۱۱﴾
[قوم] ثمود به سبب طغیان خود به تکذیب پرداختند.
إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا ﴿۱۲﴾
آنگاه که شقیترینشان بر[پا] خاست.
فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا ﴿۱۳﴾
پس فرستاده خدا به آنان گفت: «زنهار! مادهشتر خدا و [نوبت] آبخوردنش را [حرمت نهید]».
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا ﴿۱۴﴾
و[لی] دروغزنش خواندند و آن [مادهشتر] را پی کردند، و پروردگارشان به [سزای] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را با خاک یکسان کرد.
وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿۱۵﴾
و از پیامد کار خویش، بیمی به خود راه نداد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَىٰ ﴿۱﴾
سوگند به شب چون پرده افکند،
وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ ﴿۲﴾
سوگند به روز چون جلوهگری آغازد،
وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنثَىٰ ﴿۳﴾
و [سوگند به] آنکه نر و ماده را آفرید،
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّىٰ ﴿۴﴾
که همانا تلاش شما پراکنده است.
فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَاتَّقَىٰ ﴿۵﴾
اما آنکه [حق خدا را] داد و پروا داشت،
وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ﴿۶﴾
و [پاداش] نیکوتر را تصدیق کرد،
فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَىٰ ﴿۷﴾
بزودی راه آسانی پیش پای او خواهیم گذاشت.
وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَىٰ ﴿۸﴾
و اما آنکه بخل ورزید و خود را بینیاز دید،
وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ ﴿۹﴾
و [پاداش] نیکوتر را به دروغ گرفت،
فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ ﴿۱۰﴾
بزودی راه دشواری به او خواهیم نمود.
وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ ﴿۱۱﴾
و چون هلاک شد، [دیگر] مال او به کارش نمیآید.
إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَىٰ ﴿۱۲﴾
همانا هدایت بر ماست.
وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَىٰ ﴿۱۳﴾
و در حقیقت، دنیا و آخرت از آن ماست.
فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ ﴿۱۴﴾
پس شما را به آتشی که زبانه میکشد هشدار دادم.
لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى ﴿۱۵﴾
جز نگونبختتر[ین مردم] در آن درنیاید:
الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ﴿۱۶﴾
همان که تکذیب کرد و رخ برتافت.
وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ﴿۱۷﴾
و پاکرفتارتر[ین مردم] از آن دور داشته خواهد شد:
الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّىٰ ﴿۱۸﴾
همان که مال خود را میدهد [برای آنکه] پاک شود،
وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَىٰ ﴿۱۹﴾
و هیچ کس را به قصد پاداشیافتن نعمت نمیبخشد،
إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَىٰ ﴿۲۰﴾
جز خواستن رضای پروردگارش که بسی برتر است [منظوری ندارد].
وَلَسَوْفَ يَرْضَىٰ ﴿۲۱﴾
و قطعاً بزودی خشنود خواهد شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالضُّحَىٰ ﴿۱﴾
سوگند به روشنایی روز،
وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ ﴿۲﴾
سوگند به شب چون آرام گیرد،
مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ ﴿۳﴾
[که] پروردگارت تو را وانگذاشته، و دشمن نداشته است.
وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَىٰ ﴿۴﴾
و قطعاً آخرت برای تو از دنیا نیکوتر خواهد بود.
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ ﴿۵﴾
و بزودی پروردگارت تو را عطا خواهد داد، تا خرسند گردی.
أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ ﴿۶﴾
مگر نه تو را یتیم یافت، پس پناه داد؟
وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ ﴿۷﴾
و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد؟
وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ ﴿۸﴾
و تو را تنگدست یافت و بینیاز گردانید؟
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ ﴿۹﴾
و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار،
وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ ﴿۱۰﴾
و گدا را مران،
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ﴿۱۱﴾
و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گوی.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿۱﴾
آیا برای تو سینهات را نگشادهایم؟
وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ﴿۲﴾
و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتیم؟
الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ ﴿۳﴾
[باری] که [گویی] پشت تو را شکست.
وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ ﴿۴﴾
و نامت را برای تو بلند گردانیدیم.
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿۵﴾
پس [بدان که] با دشواری، آسانی است.
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿۶﴾
آری، با دشواری، آسانی است.
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ ﴿۷﴾
پس چون فراغت یافتی، به طاعت درکوش؛
وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَب ﴿۸﴾
و با اشتیاق، به سوی پروردگارت روی آور.
بِّسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ ﴿۱﴾
سوگند به [کوه] تین و زیتون،
وَطُورِ سِينِينَ ﴿۲﴾
و طور سینا،
وَهَـٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ﴿۳﴾
و این شهر امن [و امان]،
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿۴﴾
[که] براستی انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم.
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ﴿۵﴾
سپس او را به پستترین [مراتب] پستی بازگردانیدیم؛
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿۶﴾
مگر کسانی را که گرویده و کارهای شایسته کردهاند، که پاداشی بیمنّت خواهند داشت.
فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ ﴿۷﴾
پس چه چیز، تو را بعد [از این] به تکذیب جزا وامیدارد؟
أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ ﴿۸﴾
آیا خدا نیکوترین داوران نیست؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿۱﴾
بخوان به نام پروردگارت که آفرید.
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿۲﴾
انسان را از عَلَق آفرید.
اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ﴿۳﴾
بخوان، و پروردگار تو کریمترین [کریمان] است.
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿۴﴾
همان کس که به وسیله قلم آموخت.
عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿۵﴾
آنچه را که انسان نمیدانست [بتدریج به او] آموخت.
كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ ﴿۶﴾
حقاً که انسان سرکشی میکند،
أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ ﴿۷﴾
همین که خود را بینیاز پندارد.
إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الرُّجْعَىٰ ﴿۸﴾
در حقیقت، بازگشت به سوی پروردگار توست.
أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَىٰ ﴿۹﴾
آیا دیدی آن کس را که باز میداشت،
عَبْدًا إِذَا صَلَّىٰ ﴿۱۰﴾
بندهای را آنگاه که نماز میگزارد؟
أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَىٰ ﴿۱۱﴾
چه پنداری اگر او بر هدایت باشد،
أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَىٰ ﴿۱۲﴾
یا به پرهیزگاری وادارد [برای او بهتر نیست]؟
أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ﴿۱۳﴾
[و باز] آیا چه پنداری [که] اگر او به تکذیب پردازد و روی برگرداند [چه کیفری در پیش دارد]؟
أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ ﴿۱۴﴾
مگر ندانسته که خدا میبیند؟
كَلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ ﴿۱۵﴾
زنهار، اگر باز نایستد، موی پیشانی [او] را سخت بگیریم؛
نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ ﴿۱۶﴾
[همان] موی پیشانی دروغزن گناهپیشه را.
فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ ﴿۱۷﴾
[بگو] تا گروه خود را بخواند.
سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ ﴿۱۸﴾
بزودی آتشبانان را فرا خوانیم.
كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب ۩ ﴿۱۹﴾
زنهار! فرمانش مَبَر، و سجده کن، و خود را [به خدا] نزدیک گردان.
بِّسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾
ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾
و از شب قدر، چه آگاهت کرد.
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾
شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است.
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ ﴿۴﴾
در آن [شب] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، برای هر کاری [که مقرّر شده است] فرود آیند؛
سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿۵﴾
[آن شب] تا دمِ صبح، صلح و سلام است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ ﴿۱﴾
کافران اهل کتاب و مشرکان، دستبردار نبودند تا دلیلی آشکار بر ایشان آید:
رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً ﴿۲﴾
فرستادهای از جانب خدا که [بر آنان] صحیفههایی پاک را تلاوت کند،
فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ ﴿۳﴾
که در آنها نوشتههای استوار است.
وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ ﴿۴﴾
و اهل کتاب دستخوش پراکندگی نشدند، مگر پس از آنکه برهان آشکار برای آنان آمد.
وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ ۚ وَذَٰلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ ﴿۵﴾
و فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند، و در حالی که به توحید گراییدهاند، دین [خود] را برای او خالص گردانند، و نماز برپا دارند و زکات بدهند، و دین [ثابت و] پایدار همین است.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ أُولَـٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ ﴿۶﴾
کسانی از اهل کتاب که کفر ورزیدهاند و [نیز] مشرکان در آتش دوزخند، [و] در آن همواره میمانند؛ اینانند که بدترین آفریدگانند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَـٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ ﴿۷﴾
در حقیقت کسانی که گرویده و کارهای شایسته کردهاند، آنانند که بهترین آفریدگانند.
جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ﴿۸﴾
پاداش آنان نزد پروردگارشان باغهای همیشگی است که از زیر [درختان] آن، نهرها روان است، جاودانه در آن «همی» مانند؛ خدا از آنان خشنود است و [آنان نیز] از او خشنود، این [پاداش] برای کسی است که از پروردگارش بترسد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿۱﴾
آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود،
وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿۲﴾
و زمین بارهای سنگین خود را برون افکند،
وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا ﴿۳﴾
و انسان گوید: «[زمین] را چه شده است؟»
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا ﴿۴﴾
آن روز است که [زمین] خبرهای خود را باز گوید.
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا ﴿۵﴾
[همان گونه] که پروردگارت بدان وحی کرده است.
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ ﴿۶﴾
آن روز، مردم [به حال] پراکنده برآیند تا [نتیجه] کارهایشان به آنان نشان داده شود.
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿۷﴾
پس هر که هموزن ذرّهای نیکی کند [نتیجه] آن را خواهد دید.
وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿۸﴾
و هر که هموزن ذرّهای بدی کند [نتیجه] آن را خواهد دید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا ﴿۱﴾
سوگند به مادیانهائی که با همهمه تازانند و با سم[های] خود از سنگ آتش میجهانند!
فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا ﴿۲﴾
و برق [از سنگ] همی جهانند،
فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا ﴿۳﴾
و صبحگاهان هجوم آرند،
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا ﴿۴﴾
و با آن [یورش]، گردی برانگیزند،
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا ﴿۵﴾
و بدان [هجوم]، در دل گروهی درآیند،
إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ﴿۶﴾
که انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است،
وَإِنَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٌ ﴿۷﴾
و او خود بر این [امر]، نیک گواه است.
وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ﴿۸﴾
و راستی او سخت شیفته مال است.
۞ أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ ﴿۹﴾
مگر نمیداند که چون آنچه در گورهاست بیرون ریخته گردد،
وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ ﴿۱۰﴾
و آنچه در سینههاست فاش شود،
إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ ﴿۱۱﴾
در چنان روزی پروردگارشان به [حال] ایشان نیک آگاه است؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ الْقَارِعَةُ ﴿۱﴾
کوبنده،
مَا الْقَارِعَةُ ﴿۲﴾
چیست کوبنده؟
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ ﴿۳﴾
و تو چه دانی که کوبنده چیست؟
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿۴﴾
روزی که مردم چون پروانه[های] پراکنده گردند،
وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ ﴿۵﴾
و کوهها مانند پشم زدهشده رنگین شود.
فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ﴿۶﴾
اما هر که سنجیدههایش سنگین برآید،
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ ﴿۷﴾
پس وی در زندگی خوشی خواهد بود!
وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ ﴿۸﴾
و اما هر که سنجیدههایش سبک بر آید،
فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ ﴿۹﴾
پس جایش «هاویه» باشد.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ ﴿۱۰﴾
و تو چه دانی که آن چیست؟
نَارٌ حَامِيَةٌ ﴿۱۱﴾
آتشی است سوزنده.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿۱﴾
تفاخر به بیشترداشتن، شما را غافل داشت.
حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿۲﴾
تا کارتان [و پایتان] به گورستان رسید.
كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۳﴾
نه چنین است، زودا که بدانید.
ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۴﴾
باز هم نه چنین است، زودا که بدانید.
كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ﴿۵﴾
هرگز چنین نیست، اگر علمالیقین داشتید!
لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ﴿۶﴾
به یقین دوزخ را میبینید.
ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿۷﴾
سپس آن را قطعاً به عینالیقین درمییابید.
ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ﴿۸﴾
سپس در همان روز است که از نعمت [روی زمین] پرسیده خواهید شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾
سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل]،
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲﴾
که واقعاً انسان دستخوش زیان است؛
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
مگر کسانی که گرویده و کارهای شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایی توصیه کردهاند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ﴿۱﴾
وای بر هر بدگوی عیبجویی،
الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ ﴿۲﴾
که مالی گرد آورد و برشمردش.
يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ﴿۳﴾
پندارد که مالش او را جاوید کرده،
كَلَّا ۖ لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ﴿۴﴾
ولی نه! قطعاً در آتش خردکننده فرو افکنده خواهد شد.
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ ﴿۵﴾
و تو چه دانی که آن آتش خردکننده چیست؟
نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ﴿۶﴾
آتش افروخته خدا[یی] است.
الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ﴿۷﴾
[آتشی] که به دلها میرسد.
إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ ﴿۸﴾
آنان را در میان فرامیگیرد.
فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ ﴿۹﴾
[آتشی که] در ستونهایی دراز است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ﴿۱﴾
مگر ندیدی پروردگارت با پیلداران چه کرد؟
أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ﴿۲﴾
آیا نیرنگشان را بر باد نداد؟
وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿۳﴾
و بر سر آنها، دسته دسته پرندگانی «اَبابیل» فرستاد.
تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ ﴿۴﴾
[که] بر آنان سنگهایی از گل [سخت] میافکندند.
فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ ﴿۵﴾
و [سرانجام، خدا] آنان را مانند کاه جویدهشده گردانید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿۱﴾
برای الفتدادن قریش،
إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿۲﴾
الفتشان هنگام کوچ زمستان و تابستان، [خدا پیلداران را نابود کرد.]
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَـٰذَا الْبَيْتِ ﴿۳﴾
پس باید خداوندِ این خانه را بپرستند؛
الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ ﴿۴﴾
همان [خدایی] که در گرسنگی غذایشان داد، و از بیم [دشمن] آسودهخاطرشان کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ ﴿۱﴾
آیا کسی را که [روز] جزا را دروغ میخواند، دیدی؟
فَذَٰلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ ﴿۲﴾
این همان کس است که یتیم را بسختی میراند،
وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿۳﴾
و به خوراکدادن بینوا ترغیب نمیکند.
فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﴿۴﴾
پس وای بر نمازگزارانی
الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵﴾
که از نمازشان غافلند،
الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ ﴿۶﴾
آنان که ریا میکنند،
وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ﴿۷﴾
و از [دادن] زکات [و وسایل و مایحتاج خانه] خودداری میورزند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ﴿۱﴾
ما تو را [چشمه] کوثر دادیم،
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ﴿۲﴾
پس برای پروردگارت نماز گزار و قربانی کن.
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿۳﴾
دشمنت خود بیتبار خواهد بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ﴿۱﴾
بگو: «ای کافران،
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿۲﴾
آنچه میپرستید، نمیپرستم.
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿۳﴾
و آنچه میپرستم، شما نمیپرستید.
وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ﴿۴﴾
و نه آنچه پرستیدید من میپرستم.
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿۵﴾
و نه آنچه میپرستم شما میپرستید.
لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ﴿۶﴾
دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿۱﴾
چون یاری خدا و پیروزی فرا رسد،
وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿۲﴾
و ببینی که مردم دستهدسته در دین خدا درآیند،
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿۳﴾
پس به ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او آمرزش خواه، که وی همواره توبهپذیر است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿۱﴾
بریده باد دو دست ابولهب، و مرگ بر او باد.
مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ﴿۲﴾
دارایی او و آنچه اندوخت، سودش نکرد.
سَيَصْلَىٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿۳﴾
بزودی در آتشی پرزبانه درآید.
وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿۴﴾
و زنش، آن هیمهکش [آتش فروز]،
فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ﴿۵﴾
بر گردنش طنابی از لیف خرماست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾
بگو: «اوست خدای یگانه،
اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾
خدای صمد [ثابت – متعالی]،
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾
[کسی را] نزاده، و زاده نشده است،
وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
و هیچ کس او را همتا نیست.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿۱﴾
بگو: «پناه میبرم به پروردگار سپیده دم،
مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿۲﴾
از شرّ آنچه آفریده،
وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿۳﴾
و از شرّ تاریکی چون فراگیرد،
وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ﴿۴﴾
و از شرّ دمندگان افسون در گرهها،
وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿۵﴾
و از شرّ [هر] حسود، آنگاه که حسد ورزد.»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿۱﴾
بگو: «پناه میبرم به پروردگار مردم،
مَلِكِ النَّاسِ ﴿۲﴾
پادشاه مردم،
إِلَـٰهِ النَّاسِ ﴿۳﴾
معبود مردم،
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴿۴﴾
از شرّ وسوسهگر نهانی؛
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ﴿۵﴾
آن کس که در سینههای مردم وسوسه میکند،
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ ﴿۶﴾
چه از جنّ و [چه از] انس.»
